ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
90
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
ثفل طعام بوى گرد آيذ تا وقت حاجت « 1 » و كرانهى اين « 2 » روذه دبر بوذ . و روذكانيها را دو طبقه است و « 3 » اندرون روذكانيها يكى طبقه است مانند خلط بلغمى نام وى « 4 » غشا المخاطى « 5 » و مرين دو طبقه روذكانى را يكى غشا است كى يك با ديكر استوار دارذ جن همه را جمله شمار كنى جهار طبقه كردذ و اين طبقها مانند حلقهحلقهاند بر كردار جوشن « 6 » و هر دو طبقه را بهنا روذكانى بوذ و اين نيز جهار طبقه نبوذ جى دو [ بود ] « 7 » و ان « 8 » دو ديكر غشا است نه طبقه ، جهار ازين جهت كردد . فى هيئة الكبد « 9 » جكر خانهء خونست هم جنانك معده جاى تولد كيلوس است جنانك هر طعامى يا هر شرابى كى اندر معده آيذ و معده « 10 » و را بكنار اندر كيرذ « 10 » جنانك ميان معده و ميان اان طعام هيج شكاف نمانذ و معده را از روى اندرون برزهاست « 11 » جن برزهى دستار « 12 » مخمل يا جنانك درهء كوسبند را « 13 » بوذ خداوندان تشريح ان را اضراس المعده « 14 » خوانند معده ان طعام را ببزانذ و ماننده كند بكشكاب هم برنك و هم بقوام ( f . 76 ) و كوهر معده عصبى است و برنك سبيد و هر جيزى كه معده بر [ وى ] « 15 » مستولى كردذ طبيعت معده بكوشد تا ورا بگوهر خويش آرذ و جن از معده كذشت و بروذكانيها فروذ آمذ از روذكانيها بيوندهاست سوى « 16 » جكر نام ان بيوندها ماساريقا و اين ماساريقا بر شبه
--> ( 1 ) - ب ه : بيرون ايد ( 2 ) - ف : « اين » ندارد ( 3 ) - ف : و از ( 4 ) - ف : او ( 5 ) - ف : غشا المساطى ( 6 ) - « ف » و « م » : خويش ( 7 ) - از « ف » و « ب ه » افزوده شد ( 8 ) - ف : و اين ( 9 ) - ف : باب فى هيئة الكبد ( 10 - 10 ) - ف : او را بكنار كيرذ ( 11 ) - ف : برزها . . . ( 12 ) - ف : دستارچه ( 13 ) - ف : « را » ندارد ( 14 ) - م : اخراس المعده ( 15 ) - از « ف » افزوده شد . در اصل ناخواناست ( 16 ) - ف : بسوى